سيد محمد باقر برقعى
182
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
خدا را مرد مجنون از غم ويرانگر ليلا * كجايش دل براى عاشق ديوانه مىسوزد حكايتها كنند از بىوفايىهاى مهرويان * كه گر آهى برآيد دفتر افسانه مىسوزد ميان گلبن اين باغ من زيبا گلى دارم * كه گر حسنش شمارم جملهى گلخانه مىسوزد در اين محنتسرا جايى براى شادمانى نيست * اگر غفلت شود خار و خس كاشانه مىسوزد به كاخ شبنشينان شمع كافورى بود روشن * ز آه دل چراغى اندر اين ويرانه مىسوزد اگر بريان شود در عشق جانان صدر هزاران دل * تو اى « فرساد » پندارى دل جانانه مىسوزد يار دلنواز حريف ماست همان يار دلنواز امشب * كليد بخت در صبح كرده باز امشب فداى روى تو گردم چه بىريا كردى * عنابتى تو بعشاق پاكباز امشب تفقدى بنما اى غزال بيشه عشق * كه مرهمى تو بر اين درد جانگداز امشب ز ظلمت شب ديجور با تو نيست هراس * منور است در اين خانه شمع راز امشب كرم نموده بيا نزد ما كه خواهى كشت * ز رشك روى مه خويش سرو ناز امشب و ان يكاد بخوانيد تا نظاره كنيم * چه كرده است ببين اين بتتر از امشب اگر رسيد به گوش تو بانك وا صنما * دل من است كه آيد به پيشباز امشب ز درد عشق ملولم مدد كن اى ساقى * بجز پياله نداريم چارهساز امشب اگرچه صبح قيامت ز خواب برخيزند * به شوق روى تو كرديم ديده باز امشب به پيش قبله رويت به خاك افتادم * دمى خوش است كه باشيم در نماز امشب